سینمای جهاننقد و بررسی فیلم

نگاهی به سینمای وحشت در دهه ۹۰ میلادی: آناکوندا Anaconda

خیلی از طرفداران ژانر وحشت میانه خوبی با دهه ۹۰ میلادی و آثار شاخه ترسناک در آن ندارند. چرا که پس از چندین فیلم موفق slasher و خلق موجودات جالب در دهه ۸۰ ، از نظر بعضی دهه ۹۰ نتوانست انواع مختلفی از آثار ژانر وحشت را ارائه دهد. هرچند آثار دهه ۹۰ ادای دِینی به سینمای وحشت محسوب نمی شوند و فیلمهای ترسناکش کلاسیک و ماندگار نشده اند، ولی بازهم اندازه ای حرف برای گفتن دارند. بیایید کمی خودمانی تر حرف بزنیم، اگر با بسیاری از هواداران آثار ترسناک صحبت کنید که با فیلم های دهه ۹۰ بزرگ شدند ، مطمئناً متوجه خواهید شد که بسیاری از آنها (شامل خود من) عشق خاصی به زیر ژانر حمله حیوانات دارند. جای تعجب نیست اگر بگوییم این زیر ژانر جذاب و بلاک باستری، دوره شکوه و نمایان شدن عظمتش همین دهه نود میلادی است و آثار این شاخه وسیله بزرگی برای جذب مخاطبان به سینما شدند. چند عنوان برجسته در این شاخه و در این دهه وجود دارند که ستون های این زیر ژانر محسوب می شوند، اما عنوانی که من احساس می کردم مجبور به دفاع از آن باشم، آناکوندا بود. زیرا آناکوندا در نوع خودش واقعا عالی است. لازم به ذکر است که افرادی کماکان این فیلم را فاجع می دانند و هنوز هم بر نظر خود مانده اند، اما باید بدانید حتی راجر ایبرت هم پس از اکران با فیلم مهربان بود. بنابراین ، نمی دانم چرا احساس می شود آناکوندا تبدیل به یک شوخی آسان برای مردم شده؟! و چرا ما وقتی در مورد فیلم های ترسناک دهه ۹۰ صحبت می کنیم ، از آن تجلیل نمی شود؟ شاید این امر از نظر داستان با ماهیت ساده گرایانه آن ارتباط داشته باشد. این فیلم یک طرح ماجراجویی با استخوان بندی لخت و ساده است که دارای یک دسته از شخصیت هاست که به سمت قلب یک رودخانه تاریک در دل جنگل های آمازون می روند. اسپیلبرگ با فیلم آرواره ها خیلی پیش تر این زیر ژانر را احیا کرده بود و حالا تصور کنید به جای کوسه یک مار در تعقیب و شکار انسان باشد آن هم گونه غول پیکری چون آناکوندا. فیلم آناکوندا با استفاده از فنون این شاخه و سرهم کردن آنها به یک لذت مطلق تبدیل می شود.

یک فاکتور خوب در تولید فیلم آناکوندا انتخاب تیم بزرگ بازیگری آن است. شما می توانید تصاویر آسان تری را از جنیفر لوپز بگیرید اما او اینجا یک لنگر کاملاً توانمند برای فیلم است. غالباً در این نوع فیلم ها ، شما یک بازیگر نقش اصلی را که دوست دارید زنده بماند را با بازیگرانی مکمل که در نقش هایشان شکست خواهند خورد احاطه می کنید. این دقیقاً همان کاری است که آناکوندا انجام می دهد، و آن هم به خوبی. آیس کیوب Ice Cube که به عنوان یک کمدین شناخته می شود، در این فیلم یکی از بهترین کاراکتر های مکمل را ایفا می کند که مخاطبان را به خود جذب می کند. از دیگر بازیگران مکمل خوب و شناخته شده فیلم می توان به Jonathan Hyde اشاره کرد که از بازیگران با استعداد و صدا قشنگ در دهه نود به حساب می آید، حتما بینندگان آثار سینمایی نقش او در فیلم جومانجی را به خاطر دارند. همچنین این فیلم دارای یک اوون ویلسون خوب است که همیشه به نقش هایش یک انرژی خاص تزریق می کند. و در آخر باید به بازی جان وویت، پدر آنجلینا جولی در فیلم اشاره کرد. وویت در این فیلم نقش یک شکارچی مار به نام پل سارون را ایفا می کند. هرچند لهجه کارتونی وویت و عملکرد بیش از حد یکسانش در فیلم ، ارزش انتقاد دارد ، اما همین بازی ها هم منبع بسیاری از تفریحات جالب آناکوندا هستند. وویت اساساً شخصیت Quint را از Jaws گرفته و او را با تونی مونتانا از Scarface مخلوط می کند. این چیزهای ریز و درشت و گاها کارتونی است که با پیشرفت فیلم ، شخصیت Serone را به یک آنتاگونیست فوراً به یاد ماندنی تبدیل می کند. حتی اگر بگوییم وویت در فیلم بد است ، به سختی می توان گفت که او سرگرم کننده نیست. اما ، در جایی که آناکوندا سزاوار تحسین بیشتر از آنچه وجود دارد می باشد ، در تولید آن است. با بودجه ۴۵ میلیون دلاری گزارش شده برای فیلم ، آناکوندا از هر نظر مانند یک اثر بلاک باستر استودیوی بزرگ به نظر می رسد. با توجه به این که فیلم در سال ۱۹۹۷ تولید و اکران شده است و با توجه به این که چنین آثاری نیاز به امکانات فنی خوبی دارند، باید گفت آناکوندا از نظر فنی و بصری در فرم خوب و قابل قبولی قرار دارد. این فیلم نه فقط در جلوه های بصری برای خلق موجودات بلکه در فیلمبرداری و استفاده مکان ها و لوکیشن های بکر، ساخت و سازهای دکوری عظیم و حتی طراحی لباس نیز عالی عمل کرده است. کلیه این اقدامات نشانه ای است برای تهیه یک مفهوم بصری قوی برای فیلم شما که در آناکوندا به درستی اجرا شده است.

حال ، اگر بخواهیم تولید آناکوندا را تحسین کنیم ، باید در مورد تأثیراتی که در طراحی جانور فیلم وجود دارد و آن را زنده می کند صحبت کنیم. طراح جلوه های بصری و انیماتوریست جادویی یعنی Walt Conti که کوسه های واقعا متحیر کننده ای را برای فیلم Deep Blue Sea ارائه کرده بود – و شرکت وی Edge Innovations که به هنر و صنعت کمک شایانی کرده اند طراحی آناکوندا در فیلم را بر عهده داشته اند. کار شگفت انگیز این تیم در طراحی عملی این مار گنجانده می شود. این یک شاهکار چشمگیر است، وقتی صحبت در مورد هیولاهای عالی فیلم ها که به صورت جلوه ها عملی ساخته شده اند به میان میاید، واقعاً باید کار را در آناکوندا بشناسیم. در حالی که برخی از جلوه های دیجیتالی به خوبی کار نکرده اند ، اما عناصر عملی همچنان در فیلم پر زرق و برق هستند. لحظات حمله آناکوندا به طعمه هایش و پیچیدن به دور آنها به قدری خوب تولید شده اند که دیدن چند باره آنها خیلی لذت بخش است. این اثر فیلمی است که می داند چگونه می تواند با لذت های ساده خود یک انفجار داشته باشد. لحظات حمله مار در فیلم آنقدر پر هیجان، ترسناک و استرس زا هستند که فیلم را خواستنی کرده اند. با نگاهی به فضای جهانی و مجازی سینما ، واضح است که بسیاری از افراد آناکوندا را به عنوان یک نوع تجربه “بسیار بدِ خوب” می بینند؛ یعنی چیزی مانند گودزیلا رونالد امریش. اما باید قبول کنیم آثاری چون آناکوندا سرگرم کننده هستند. و این چیزی است که منتقدان سرسخت نیز به آن اعتراف دارند. آناکوندا خیلی بد نیست بلکه خوب است. این یکی از ویژگی های برتر موجود از دهه ۹۰ میلادی است و مخاطبان در طی آن دهه به خوبی به آن نوع سرگرمی پاسخ مثبت دادند. آناکوندا در زمان خودش به مدت دو هفته پشت سر هم فیلم شماره یک در سینماها بود، و این یعنی اقبال نسبتا مثبت مخاطب. زمان آن فرا رسیده است که ما آناکوندا را به عنوان یکی از فیلم های برتر حمله به حیوانات در دهه ۹۰ و احتمالاً در همه زمان ها قبول کنیم. شرمنده دوست داشتن آناکوندا نباشید. این یکی از سرگرم کننده ترین فیلم هایی است که در دهه ۹۰ در سینما نمایش داده شد ، و هنوز هم تا به امروز سرگرم کننده ترین چیزی است که می توانید با یک فیلم داشته باشید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

قالب وردپرس وردپرس افزونه وردپرس پاتوق وردپرس
بستن
بستن